تبليغاتX
پوست کشیده ی شب

لب هایم را پیش تو جا گذاشتم،

که تا ابد طعم بوسه ام را داشته باشی.....

رفتی،

و لب هایم را با خودت بردی....

به نمی دانم کجا ها....

-بدون لب نمی توان کسی را بوسید....-

و من،

پشت خداحافظی هرگز نگفته ات،

دیگر کسی را نبوسیدم......

.......

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 21:47 توسط جودی ابوت |

من مرغ عشقی هستم تنها...

که نمرده است،هنوز...

چرا که دلم به بزرگی دنیای توست،

هر جا بروی دور نیستی،نه به اندازه ی دیگران،

فقط کمی،دلت هوای دوری چشمانم را کرده است...

...

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 13:54 توسط جودی ابوت |