تبليغاتX
پوست کشیده ی شب - زندگی...

آوازهای شادیم را،

در گوش باد زمزمه می کنم

و سرشار می شوم،

از شور...

نبض زندگی زیر دستم می زند،

وقتی آسمان را نوازش می کنم...

و مست می شوم از بوی نفس هایش،

وقتی پریان بازیگوش نور را می بوسم...

-رقصان در حریر آب-

...

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 10:39 توسط جودی ابوت |